هـر چنـد عـزیـزتـری از جـان از تـو گـلایــه دارم ایـــــران
هـر کـه بـود تـو را دوستـدار فرستـادی سـرش را بـالای دار
تـو معشـوق ِ عـاشق کُشی مـرگِ عاشقان را تـو چـاوشي
چرا تو را این گونه رسم است؟ هماره علاقهات بـه خصم است
هـر کـه دلش بـرایت بـود پـاک تنَش را نمـودی زیـر خــاک
زنـدیـه، خـانـدانِ آرام رفتـار بـردی و ایـران دادی بـه قـاجـار
لطفعـلـی خـان، زنـد دلیـر بـه یک عقـدهای دادیش، اسیـر
دریغــا زیبـارُخش کـور شـد در اوج جـوانی مقبـور شـد
عبـاس میـرزا، شهـزاده دلاور جنگیـد بـارها تنهـا، بییـاور
بـرایت آرزوهـای خـوب کـرد تقـدیـرت، او را سرکـوب کــرد
فتحعلیشـاه ملعـونِ قــاجـار فقط زنبـارگی نمـود بـه دربـار
سـی و هشت سـال پادشـاه دورانش گـذشت بـه تجزيـه و آه
ادیب قـائم مقـام فـراهـانـی در حسرتش بـاید سالها بمـانی
نـابـودش نمـودي بـا جنـايت بـه جـايش ابلهي دادي صدارت
میهنپرست و پـاک، امیـرکبیـر لایـق، تـوانـا، بهتـریـن مـدیـر
تـا ابـد نخـواهـد آمـدش نظیـر بـه خدعه ز اوج آوردیش بـه زیـر
هـم تبعیـدش نمودی هم حقیـر چو صادق بود، گفتیاش زود بمیر
سه دلیـر ستـار، باقـر، پسیـان میهـن پـرستـانِ آذربــایـجـــان
هـر چنـد گـرامـیات داشتنـد آخـر، جــان خـود بگـذاشتنـد
چرچیـل، که هیتلـر حریفش نبود مصـدق، سخت خفیفش نمـود
مصـدق، سنگِ قبرش تـاج سـرم بگـو داغ مـرگش را کجـا بَـرم؟
مگر جز محبت به تو چه کرد؟ دلش پُر نمودی ز غصـه، ز درد
چنـان بـودی نمـک نـاشنـاس که تبعیدش نمودی جای سپاس
اگـر غـربيـان چـون اويي داشتند به هر كوي تمثالش ميافراشتند
داشتـی ایـن همـه دلیـر بیبـاک باز هم ذلیل ماندی تو بر خاک
جـایگـاهت کنـون بـاید بـر افـلاک دریغا ناامید کردی هر چه دلِ پاک
بیلاخیان در ادامه، در باره سپردن حکومت به تازیان، خطاب به معشوقش ایران میسراید:
حکومـت بـه تـازیان پـرداختی ز آیینشان تو چه دریافتی؟
دخترانت بـه اجنبی بـاختی ز آنان عرب را تشک ساختی
تـو حاکم کـردی روبه صفتـان پلیـدانی از نـژادِ تـازیـان
آلودنـد هم شرف، هم کیـان از ایشان چه دیدی جز زیان؟
به تخت چسبیده چون آدامسند پول نفت را در لیس و لاسند
گـوینـد بـا غیب در تمـاسنـد ولی ابلیس را خود انعکاسند
جوانـانِ وطن را معتـاد کـردنـد همانان که ادعای اوتاد کردند
تـاریـخ و شرف بـر بـاد کـردنـد دختران را خوراکِ قواد کردند
شعار عدل و داد فریاد کـردنـد قاضی، خلخالی جلاد کردند
تـازینـد، امـا فـرزنـدِ چنگیــز همه قاتل، همه جلاد و خونریز
بـا اوصیکم بتقواللهِ یکـریــز بـه هر مالی دندان کنند تیـز
از قـدرت و خـون، چـه مَستند نـهــالِ آزادی شکستنــد
بـا دروغ بـر مسنـد نشستند دست شیطان از پشت ببستند
آریـو بـرزن سـورنا، بـردند از یـاد عزیزشان یاسر، یـا که مقداد
ملت ز ایشـان در فقـر افتـاد فسـادهـا از فقـر رخ داد
دختـر، از فقـر خـود فـروشـد پسـر در کـام از خـواهـر بکوشد
حكـومت فقـط مـلت بدوشد رخت ِ روحـاني بـر تـن بپـوشد
جمهوریشان این گونه لجنـزار وطـن دستِ حزب الله و انصار
بیپـایـهگان بـر مصـدر کـار بسی سـرها نمـودنـد بـر دار
به شراب تازیان، شدند مست وطن را از اوج آوردند بر پست
معتـرض را دستبند بـر دست پیر و جوان همه به بن بست
پيام نسل كوروش بايد اين بـاد ز بيـداد و استبـداد فــريــــاد
سلام دوستان بايد عذر منو بابت اينكه اخيرا چند تا پست بي مورد در اين وبلاگ زدم بپذيريد
خب حالا يكي ديگه دارم كه خيلي مهمه وقول ميدم آخرين پست بي ربط به وب باشه
خب شعر بالارو خونديد؟ من زياد از شعرو شاعري سر در نميارم اما از هر شعر يا شاعري خوشم بياد مي خونم اين شعرو يكي از وبلاگنويسان زنده رود سروده و به گفته هاي خودش شعراش(به جز اين خيلي شعر هاي ديگه هم داره)مشكل دارن اما خب به نظر من جالبن
خب اما در مورد وبلاگ اسم اين وبلاگ دلپاك است و يك نويسنده ي زحمتكش داره من واقعا اولين باريه كه ميبينم يكي براي يه وبلاگ اينقدر حساب شده و دقيق كار مي كنه اگر يه نگاه بهش بندازين حرف منو متوجه ميشين براي هر سخنش يه لينك داره البته همه ي حرف هاش نقل قول نيستا اما اگه از كسي يا منبعي نقل ميكنه لينكشو ميذاره و مطالبش خيلي خوبن يه جورايي يه ميهن دوست واقعيه البته به هيچ عنوان فكر نكنين كه ايشون مثل خيلي از جوون هاي بيكار ديگه كوركورانه ميهنشو دوست داره و از اين جور حرف ها
تقريبا يه سال پيش بود خواهر من در سايت زنده رود يه وبلاگ داره و از طريق عضويتش در اين سايت با وبلاگ دلپاك آشنا شد و به من هم مي گفت كه نوشته هاي دلپاكو مطالعه كنم راستش منم زياد حوصله نداشتم و به خاطر همين نخوندم اما همين يه 2 هفته پيش بود كه صفحه ي سيو شدشو توي فايل هاي خواهرم ديدم از بيكاري نشستم به خوندن و به جرات مي گم كه پشيمون نشدم كه هيچ بلكه تا وب رو كامل نخوندم ولش نكردم
خيلي عاليه كه هنوز يه همچنين آدم هايي پيدا مي شن اين وبلگ در سال پيش(فكر مي كنم)بسته شد به گفته ي خود دلپاك به دليل كم بودن خواننده بوده و اينكه اون اين همه زحمت ميكشه و آخرشم تعداد خواننده ها خيلي كمن البته ايشون اينجو كه معلومه خيلي متواضع (درست نوشتم؟؟)هستن و خلاصه بايد بخونيد وبو تا بفهمين
يه نكته ي ديگه سعي كنيد از اولين پست اين وب شروع به خوندن كنين
يكي ديگه گر چه يه مقدار بي پرده صحبت مي كنه اما دليلشم در پست هاي اول وبش گفته كه براي من قابل قبول بود دلسرد نشين از خوندن اين وب